وقتي به ياد تو مي افتم آرامشي در وجودم احساس ميکنم که گويي در خواب عميق فرو رفته ام
وقتي تو را مي بينم تمام دنيا جلوي چشمم روشن ميشود
گويي که ستاره هاي آسمان بر روي زمين فرود آمدند.
وقتي که صدايش را مي شنوم صداي تو طنين بخش روح و روانم است
و غم و غصه از وجودم خارج مي شود
پس تو اي گل هميشه بهارم هميشه در فکرم بمان
هميشه جلوي چشمم بيا و هميشه صدايت نوازشگر روح و روانم باشد
تا با صداي تو دنيا را بفهمانم که تو زيباترين صداي دنيا را داري

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدايا دراين تنهايي ور اين اوج نياز بگذار براي تو بمانم ونيازم را براي تو بخوانم.
جز راهي که تو نشانم دادي صراط مستقيمي نمي يابم
غريبه نيستم و ناله هايم با تو از سر حسرت و گناه است .
شعرهايت را گم کرده ام و دستني را که سايبانم بود نميبينم.
تنها پناهم دراين وادي وحشت تويي به آسمانت سوگند ،مي ميرم اگر به فريادم نرسي.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دلم براي سادگي هاي کودکي ام تنگ شده
براي عصرهاي تابستاني که دلتنگ هيچ اتفاق بدي نبودم.
براي شب هاي زمستاني که وقتي سر بر بالش خيال مي گذاشتم
لحظه اي بعد با هيچ فکروخيال مبهم خواب را مهمان چشم هاي بي گناهم ميکردم
و تا صبح رويا هاي سپيد وابي مي ديدم.
دلم براي ارزوهاي کودکيم تنگ شده
براي خواندن شعر ها و کتاب هاي داستان يکي بود يکي نبود...
دلم تنگ شده براي قاصدکي که مي گفتند
خبر هاي خوب مي آورد
دلم براي حس وحال ناب کودکي و آرزوهای بي ريايش تنگ شده

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چشم هايم را ميدهم
و دوستاره قرض ميگيرم
تا سنگفرش جاده اي را که تو از آن خواهي آمد نوراني کند
و آن گاه که آمدي بر چشمان بي خواب و خسته به جاده ات
، ياس مهرباني را مي افشانم . چرا که تمام زندگيم در کنارت معني مي شود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
انتظاري ماندحال که به آينه مي نگرم تو را در چشماني ميبينم که موجي از انتظار درون آن فرياد مي زند.
چون قطره اي که از امواج جدا ميشود و براي آمدنت بر گونه هايم جاري مي شود . آه ديدارت چه
احساس زيبايي است. در پاسخ فريادهايم تنها شاهد سکوت سرد تو بودم اما در آينه در چشمانت
شوق دوست داشتن پيدا بود. دوست داشتني به اندازه ي تمام انتظار هايم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من دور دنيا را جستجو کردم و از ميان آن همه خوبي و بدي ، خوبي هاي آن را جدا کردم
و از آن همه خوبي عصاره اي ساختم که خداوندا ، مادياتم را بگير و توفيقاتم را صلب کن
و جانم را بستان و همه را به اين عصاره ده که مادر است
در تو خلاصه شده . عشق جاودانگي ام تو را دعوت خواهم کرد که با من بيايي
بيايي به اوج، به ناودان مهرباني تا تو باشي من مست خواهم بود . مست از ديدن
صورت مهتابي و زيبايت ، پس بيا تا با هم ساز زندگي را بنوازيم و با هم عاشق بمانيم
تا ابد حتي مرگ هم نمي تواند دل عاشق من و تو را از هم جدا کند

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به انتظارت خواهم ماند تا ابد براي هميشه زيرا ميدانم که روزي به سويم باز خواهي گشت
و بهار عشق را با دسته گلي از نيلوفرهاي عاشق تقديمت خواهم کرد . بدان که لحظه ها با تو
جان ميگيرند و ثانيه ثانيه انتظار بودنت را مي کشند. هر روز به انتظار ديدن دوباره ات خواهم گريست
روزي صداي پايي را مي شنوم که از آن توست و در غروب دلتنگي قلبم در انتظار ديدار عشق
مي نشينم و فرياد ميزنم: ديوانه وار دوستت دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
حالا که رفتم و گشتم
ميبينم تکي تو دنيا
نمي شه تو رو عوض کرد
حتي با شباي رويا
پي هيچ کي نمي گردم
چون تويي اول و آخر
باورم نمي شه بي تو
بمونم يه لحظه ديگر
